عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

331

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

لشكر سوى بخارا كشيدند ، پس نصر مر حمويه بن على را پيش او فرستاد ، و به خر تنگ [ 1 ] به يكديگر رسيدند و حرب كردند اندر ماه رمضان احدى و ثلثمائه . پس روزگار نشد ، كه اسحاق را هزيمت كردند ، و سوى سمرقند بازگشت ، و حمويه بن على [ 2 ] بر عقب اسحاق برفت ، و كار بر وى تنگ بگرفت ، چنان كه برو عيش [ 3 ] منغض [ 4 ] گشت ، و چون سخت مضطر گشت ، نامه نوشت و امان خواست ، او را امان دادند ، تا به بخارا آمد ، او را نيكو همى داشتند ، و آنجا بماند تا مرگ . و حسين بن على چون سيستان بگرفته بود طمع داشته ، كه سيستان او را بدهند ، ندادند . و از آن متوحش گشت و منتظر همى بود فساد دولت احمد را . و چون احمد بمرد ، او به هرات عاصى شد ، و چند وقت اندران عصيان بود . [ 5 ] پس روزى لشكر عرض كرد ، و قصد نيشاپور ( 178 ) كرد ، و از بخارا احمد بن سهل را بحرب او فرستادند . احمد به هراة آمد و آن را بكشاد . و منصور بن على [ 6 ] برادر حسين امان خواست ، و پيش احمد سهل آمدند ، . پس احمد سوى نيشاپور آمد ، اندر ماه ربيع اول سنه ست و ثلثمائه . و با حسين بن على حرب كرد ، و حسين را اسير كرد ، و ( به ) نيشاپور

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : بحر جنگ ؟ در تركستان بار تولد خرجنگ است . چون به اين نام در كتب جغرافى ديده نشد ، به خر تنگ تبديل شد ، و اين قريه‌يى بود در سه فرسخى سمرقند به فتحهء اول و سكون دوم و فتحهء سوم . كه قبر امام بخارى هم در اين جاست ( معجم البلدان 2 ر 356 ) . [ ( 2 - ) ] ب : حمويه ابو على ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : چنان كه بر عيش ابراهيم منغض ؟ [ ( 4 - ) ] ناظم : منغض . ب : منغص . يعنى تيره و كدورت آلود گشت عيش او ( المنجد ) . [ ( 5 - ) ] مجمل فصيحى گويد كه حسين ، اسماعيل بن محمد دهستانى را بهرات خليفه كرد و خود به نشاپور رفت سنه 287 ه . ( 1 ر 383 ) . [ ( 6 - ) ] ب : منصور ابو على .